+ اگر می خواهید روز تعطیلتان به لجن کشیده شود شکوه ایرانیان را انتخاب کنید
به نام خدا
هموطنان، همشهریان، هوشیار باشید و در دام کلاهبرداری آژانس شکوه ایرانیان اصفهان نیافتید، ما یک بار این کلاهبرداری و فضاحت را تجربه کرده ایم شما این تجربه تلخ را تکرار نکنید.
تور تفریحی یک روزه به دشت لاله های واژگون استان چهارمحال و بختیاری که توسط آژانس مسافرتی شکوه ایرانیان واقع در خیابان 22 بهمن روز جمعه 8/2/91 برگزار شد، و به سرپرستی سرکارخانم کریمیان به عنوان لیدر تیم اداره می شد ، من فقط بخشی از کثافت کاریها و کلاهبرداریهای این آژانس و تور یک روزه و لیدر آن را برای هموطنان و همشهریان اصفهانی فاش می نمایم تا همه بدانند که چه کسانی و چگونه کلاهبرداری می کنند، تا حداقل در انتخاب آژانس مسافرتی شکوه ایرانیان برای رفتن به سفر کمی درنگ کنید و سپس تصمیم بگیرید :
1- وسیله ای که این آژانس برای مسافرت کرایه کرده بود یک دستگاه اتوبوس اسقاطی خطوط بین شهری بود، و پس از 2 ساعت ناگهان آب جوش از دریچه های کولر آن بر سر ما و صندلیها ریخت. دوستان و همشهریان عزیز اگر می خواهید طعم ریختن آب جوش روی سرتان و نشستن روی صندلیهای خیس اتوبوس را در یک مسافرت تفریحی کنار خانواده تان تجربه کنید حتماً با آژانس مسافرتی شکوه ایرانیان واقع در خیابان 22 بهمن مسافرت کنید، اینم تلفنش: 03112665590 ، یعنی اینقدر کلاهبردارند مردم!!! که برای سود بیشتر از یک اتوبوس خراب استفاده می کنند و جان همه را به خطر می اندازند؟؟؟ چه کسی باید جلوی این کلاهبرداران را بگیرد.
2- هموطنان و همشهریان عزیز اگر می خواهید مسیر 2 ساعته اصفهان تا شهرکرد را 6 ساعته بپیمایید، باز هم آژانس شکوه ایرانیان را انتخاب کنید و مطمئن باشید اتوبوس خرابشان آنقدر مانند اتوبوس واحد مجبور به توقف است که اگر 6 ساعته برسید خیلی خوش شانس بوده اید.
3- دوستان و عزیزانی که تصمیم دارید پس از یک هفته کار و تلاش در کنار خانوادتان به مسافرت بروید و 3 کیلومتری دشت لاله ها شما را پیاده کنند تا زیر تیغ آفتاب در کوه و بیایان بقیه راه را پیاده بروید چون اتوبوسشان خراب است، باز هم آژانس مسافرتی شکوه ایرانیان را انتخاب کنید و مطمئن باشید اگر آفتاب خیلی شدید نباشد، سینه خیز هم شما را به دشت لاله های واژگون خواهند برد!!
4- آژانس مسافرتی شکوه ایرانیان را انتخاب کنید اگر می خواهید در تورتان leader محلی نداشته باشید، اگر می خواهید هیچ بروشوری به شما ندهند و شما را همینطور وسط بیابان رها کنند تور آژانس شکوه ایرانیان را انتخاب کنید.
5- اگر می خواهید سرتان کلاه بگذارند و یک کیک و شیر کاکائو به جای صبحانه به شما بدهند شکوه ایرانینان را به خاطر بسپارید.
6- اگر می خواهید ناهار لذیذی نخورید و در میان انبوهی زباله و مدفوع انسانی به شما ناهار بدهند و حتی زیر انداز هم نداشته باشند، شکوه ایرانیان اصفهان را انتخاب کنید.
7- اگر می خواهید صحرای کربلا را تداعی کنید و از صبح ساعت 6 تا ساعت 10 شب حتی یک لیوان آب آشامیدنی هم به شما ندهند، شکوه ایرانیان را انتخاب کنید و یقین داشته باشید که شما را تشنه و گرسنه به منزلگه تان باز می گردانند.
8- اگر می خواهید ناهار خوردن با دستان کثیف را تجربه کنید، اگر می خواهید شما را جایی ببرند که آب برای شستشو هم نباشد چه رسد برای آشامیدن، باز هم نام آژانس شکوه ایرانیان را به خاطر بسپارید.
9- اگر می خواهید لیدر تور به شما و خانوادتان توهین کند و رکیک ترین الفاظ را به کار ببرد و اگر می خواهید ... حتماً آژانس شکوه ایرانیان را به خاطر بسپارید.
تمام خدمات استثنائی فوق فقط با 30000 تومان
ما برآنیم تا از خوبان تشکر کنیم و متقلبان و کلاهبرداران را رسوا نماییم، بیایید همه با هم ارگانهایی که خدمات خوبی ارائه نمی دهند را رسوا کنیم تا سایر هموطنانمان در دام آنها نیافتند.
+ سلام مجدد
به نام خداوند جان و خرد کز این برتر اندیشه برنگذرد
پس از مدتها مجدداً سلام.
بالاخره من هم به اتفاق یکی از دوستان یک درمانگاه و مرکز واکسن افتتاح کردیم وبلاگ درمانگاه را هفت های یکبار به روز می کنم از این پس به وبلاگ درمانگاه و مرکز واکسن آرین طب به نشانی www.ariantebclinic.persianblog.ir مراجعه فرمایید و ما را از نظرات سازنده خود بهره مند سازید.
با تشکر
دکتر محسن صالحی کهریزسنگی
+ آذر بایجان شرقی- تبریز- ششمین گردهمایی دامپزشکان علوم بالینی
به نام خداوند جان و خرد ششم تا هشتم مرداد ماه سال جاری برای شرکت در ششمین گردهمایی دامپزشکان علوم بالینی به اتفاق تعدادی از دوستان به شهر زیبای تبریز رفتیم. تا این زمان سعادت نداشتم که به این شهر سفر کنم ولی این گردهمایی بهانه ای شد برای دیدن این شهر زیبا و این مردم میهمان نواز که از همین جا به تمام آنها سلام و خسته نباشید عرض می نمایم، بخصوص به دانشجویان و اساتید محترم دانشگاه آزاد تبریز و به خصوص دانشکده دامپزشکی این دانشگاه که در برگزاری این گردهمایی به واقع سنگ تمام گذاشتند، از همینجا به تک تک شما همکاران عزیز خدا قوت می گویم و امیدوارم همیشه چون امروز پر انرژی و شادمان باشید. ائل گلی که پارک زیبایی در شهر تبریز است شبی خاطره انگیز را در میان کلیه همکاران و اساتیدی که از سراسر کشور گرد هم آمده بودند آفرید، در موزه های عصر آهن و خانه مشروطه انسان به 100 ها سال قبل بر می گردد و آیینهای دیرین ایرانیان و رشادتهای ستارخان و باقرخان را به یاد می آورد که چگونه در راه رسیدن به آزادی جنگیدند و این درس بزرگی به همه ما جوانان این مرز و بوم می دهد که ستارخان و باقرخان که بودند ستارخانها و باقرخانهای زمان ما که هستند و ما چگونه باید پیرو خط آزادیخواه آنان باشیم. در کندوان که از توابع شهر اسکو واقع در جنوب غرب تبریز می باشد، تنها شهر سخره ای زنده دنیا با 700 سال قدمت را دیدیم و از منازلی که در آن حیات و زندگی جاری بود دیدن کردیم که جای شما بسیار خالی بود. در خانه شهریار نهایت ساده زیستی را لمس کردیم و به یاد کسانی که حق مردم مظلوم را چپاول می کنند گریستیم... کجایند آنانی که در ناز و نعمت می زیند به قیمت به فلاکت کشاندن مظلومان... بیایند راه رسم زندگی را از شهریار بیاموزند و خجل شوند... خوش گذشت . جای شما خالی
+ گزارش یک مورد AF در سگ نژاد spitz
گزارش بیماری(case report)
فیبریلاسیون دهلیزی در یک سگ10 ساله نژاد spitz
محسن صالحی کهریزسنگی1، علی عسکرزاده2، مهرداد اسحاقی3، محمد مهدی حسن پور4
١- دانش آموخته دکترای حرفه ای دامپزشکی- دانشگاه آزاد شهرکرد- شهرکرد- ایران.
٢- دانش آموخته دکترای حرفه ای دامپزشکی- دانشگاه آزاد شهرکرد- شهرکرد- ایران.
٣- دانش آموخته دکترای حرفه ای دامپزشکی- مؤسس و مسؤل فنی داروخانه دامپزشکی.
۴- دانش آموخته دکترای حرفه ای دامپزشکی- رئیس شبکه دامپزشکی شهرستان اردستان- اصفهان.
خلاصه
فیبریلاسیون دهلیزی (Atrial fibrillation(A.F)) یکی از انواع شایع آریتمی، می باشد. به طوری که 14% کل آریتمیهای سگ سانان را به خود اختصاص داده است و معمولاً در 50% از موارد اتساع قلب دیده می شود. وقوع A.F نشان دهندة نارسایی شدید دهلیزی-بطنی است و منجر به دپلاریزشنهای سریع دهلیزی معادل 300-600 ضربان در دقیقه می شود.
در این گزارش، A.F در سگی گزارش شده است که با digoxin و Enalapril ، به خوبی و با موفقیت درمان شد. یک سگ نر spitz ١٠ساله با وزن ٨ کیلوگرم و با علائم dyspnoea شدید، سرفه و ضعف مفرط به کلینیک ارجاع شد. سگ خسته، ضعیف و لاغر به نظر می رسید. ضربان قلب بسیار شدید و نامنظم و به همراهpulse deficit بود. مرمر درجة ۴-۵ دریچة میترال(طبق درجه بندی ettinger و suter)در آن تشخیص داده شد. تصور می شد که این سگ یا دچار A.F باشد یا آریتمی بطنی، لذا ECG انجام شد، که ضربان قلب 330-270 در دقیقه بود و امواج P جای خود را به امواج F که همان نوسانات base line می باشند داده بودند و لذا این بیمار به عنوان یک مورد A.F تشخیص داده شد. در این سگ گلیکوزیدهای قلبی به منظور کنترل A.F استفاده شد.
قرصهای lanoxin 0.25 mg (دوز=mg/kg 01/0 – 005/0) ، lazix 40 mg ( دوز= 1-2 mg/kg) و enalapril 5mg ( دوز = 0.5 mg/kg) هر کدام به میزان نصف قرص دو بار در روز خوراکی تجویز شد. همچنین این سگ تحت رژیم غذایی بدون نمک قرار گرفت. 24 ساعت پس از درمان فوق ECG انجام شد که ضربان قلب از 330- 270 به 250- 187 در دقیقه کاهش یافته بود. 48 ساعت پس از درمان نیز یک ECG دیگر انجام شد که امواج F از بین رفته و امواج P و sinus complex طبیعی شده بود وضربان قلب نیز به 160-150 در دقیقه رسیده بود. اندازة امواج P، 05/0 ثانیه پهنا داشت که نشان دهندة p mitrale و بیانگر بزرگی دهلیز چپ است و QRS ،mv 4/2 بلندا و 05/0 ثانیه پهنا داشت که نشان دهندة یک کاردیومایوپاتی اتساعی است، AF در این سگ می تواند ناشی از اتساع دهلیز یا نارسایی میترال باشد. پس از درمان dyspnoea ، خستگی و سرفه های طولانی در این سگ کاهش یافت و حیوان فعال، هوشیار شده بود. درمان را برای این سگ تا 15 روز ادامه دادیم و سپس یک ECG گرفتیم که خوشبختانه هیچ حالت غیرطبیعی از نظر مسمومیت با digoxin مشاهده نشد.
پس از آن توصیه شد مصرف قرص lanoxin را 5 روز در هفته ادامه دهد، تا احتمال مسمومیت با digoxin به حداقل ممکن کاهش یابد. سایر داروها با همان دوزاژ و برنامه قبلی ادامه یافت. این سگ در حال حاضر نیز سلامتی خود را به دست آورده و وضعیت مناسبی دارد.
+ سلام دوستان
بسمه تعالی
دیروز انتخابات شورای نظام دامپزشکی هم انجام شد، امیدواریم منظور از این انتخاباتها فقط رفتنها و آمدنها نباشد بلکه گره ای از مشکلات قشر دامپزشک حل شود، به امید روزی که یک سیستم هماهنگ و منظم در دامپزشکی ایران حاکم شود و وضعیت تأسف بار کنونی به احسن متحول شود.
البته ناگفته نماند که در حال حاضر 100% مشکلات دامپزشکان مستقیماً معلول رفتارها و حرکات ناشایست خودشان است که باید آن نیز با همت خود ما ارتقاء یابد، بیایید تا صحنه ای نو برپا کنیم، بیایید تا دست در دست هم بدهیم به منظور رسیدن به یک نظام واحد، بیایید تا خود پشتوانه خود را محکم کنیم...
همه دوستان با مشکلات کنونی قشر دامپزشک آشنا هستند که من مجالی برای باز کردن بحث پیرامون جزئیات آن را در این وبلاگ نمی بینم و البته لزومی هم برای این کار وجود ندارد.
به هر حال هر کس و کسانی که در این انتخابات برگزیده شوند باید با هم متحد و با دامپزشکان ایران غمخوار باشند و هماهنگ تا بتوان قدمی مثبت برداشت.
به هر حال برای تک تک شما همکاران و دوستان عزیز آرزوی موفقیت دارم.
شاد باشید.
+ درور و دو صد درود.... سلام عزیزان
سلام امروز پس از گذشت چهار سال مجدداً به شما دوستان و همکاران گرامی سلام عرض می نمایم و امیدوارم هر کجا که هستید شاد و پیروز باشید. پس از 20 ماه انجام خدمت دورة ضرورت اکنون پنج،شش ماهی است که در یک شرکت مرغ مادر به عنوان دامپزشک فارم مشغول هستم. IELTS هم که راستی امتحان دادم و امیدوارم بتونم برنامه های بعدیم را نیز مرحله به مرحله پیش ببرم. خلاصه التماس دعا ... گفتنی زیاد است اما مجالی نیست. شاد باید بود و بس ... آی خنده خنده خنده رسیدی به عرض بنده؟ دشت و هامونو دیدی؟ زمین و زمونو دیدی؟ انگار گلگون می خندید؟ پسه ی خندون می خندید؟ خنده زدن لب نمی خواد داریه و تمبک نمی خواد یه دل می خواد که شاد باشه از بند غم آزاد باشه یه بُر عروس غصه رُ به تئنایی دوماد باشه!

+ placentation
Placentation ( part one)
Hi every body, I hope things find you all doing ok, I have had an opportunity to up date this weblog again, this time I have chosen placentation as the topic.
The study of the placenta is often difficult for pathologists. Mossman (1937) has aptly stated that "the placenta is probably more variable in structure than any other mammalian organ".And Kaufmann (1983) has similarly stated that there is much more variation in the structure of the placenta than is true of any other organ.
Placentologists are more concerned with understanding the fine structure of the trophoblast/fetal-maternal interchange. That is not the reason for writing these pages. The reason for presenting these data and the many pictures I have added ( contact me for the pictures) is to enable the pathologist, confronted with an unusual placenta, to undertake a proper examination of this strange structure.
While the pathologist is used to using formalin fixation for tissue processing, embryos and placentas are much better fixed in Bouin's solution as they are so delicate and water-laden. So, for optimal fixation, this is a better way to go for routine slides. We would like to know many aspects of the placenta that are not usually considered in texts, such as: the number of cotyledons, their sizes and distribution; how long is the umbilical cord and how many vessels does it contain? Are there ducts that lead to an allantoic sac? Is there inflammation (chorioamnionitis or abscesses)? And is the maternal organism infiltrated by trophoblast, something that can best be established when the placenta is still attached to the uterus. And are there infarcts or other areas of necrosis? Some of these features are essential for our understanding the cause of fetal demise, neonatal infection, and for an understanding of the genesis of fetal anomalies or premature birth. ….
With lots of thanks- Dr.MOHSEN SALEHI Kahrizsangi
+ حسين آقا شکسته بند ... !
به نام خدا
فاجعه چيست؟
در يكي از محله هاي اصفهان سراغ از فردي گرفتيم به نام حاج حسين شكسته بند ! يعني بهتر بگويم يكي از دوستان براي يكي از اقوامش سراغ مي گرفت كه گويا مچ پاي ايشان در راهپله منزلشان پيچ خورده و ... من هم علاقه مند شدم با توجه به اينكه تاكنون اين شكسته بندها را نديده بودم و نمي دانستم چكار مي كنند همين قدر مي دانستم كه اينها افرادي عامي و كم سوادند و هنوز شايد نتوانند كلمه آناتومي را هجي كنند چه رسد به كار اورتوپدي، من اين بار هم كما في سابق توصيه كردم كه ايشان را نزد متخصص اورتوپد ببريد، گراف تهيه شود تشخيص داده شود درمان مناسب اتخاذ گردد اما ...
خلاصه من هم با ايشان نزد اين حسين آقا رفتم ببينم كيست اين متخصصي كه همه محل مي شناسندش و حتي معروف تر از متخصص اورتوپدي است كه بيش از 10 سال درس پزشكي خوانده، رفتيم و پرسان پرسان در كوچه پس كوچه هاي يكي از محله هاي نسبتاً قديمي بالاخره به درب منزل حسين آقا رسيديم، من هم كه مدام تكرار مي كردم " بابا جان خجالت بكشيد، مردم 30 سال درس مي خوانند براي همين " تازه امروزه به اندازه اي علم پيشرفت كرده كه در يك ژورنال مي خواندم حتي چشم پزشك متخصص چشم چپ و راست هم جدا شده است. خلاصه كسي كه به حقيقت گوش نمي داد رفتيم در منزل حسين آقا شكسته بند يا حسين آقا جا انداز نمي دونم حالا دقيق عنوان تخصصش چي بود ... !
يك درب سبز رنگ نيمه باز كه بيمار و دوستم رفتند داخل حياط من بيرون مونده بودم مي گفتم بابا كسي نيست، بيكاريد مگه؟ كجا اومدين ؟ خودتونو دست كي ميدين ؟ سمت چپ روي ديوار يك كليد آويزون ديدم حدس زدم بايد زنگ باشه فشار دادم ولي صدايي ازش در نميومد، خلاصه منم دنبال اونا رفتم داخل ، از اون خونه هاي قديمي بود، يك حياط وسط داشت و سه – چهارتا اتاق در ضلع شمالي آن بود، در اتاق وسطي نيمه باز بود سه تا صندلي هم سمت راست در ورودي اتاق توي ايوان گذاشته بودند ( يه چيزايي تو مايه سالن انتظار حالا ) گنجشكهاي روي درخت گوشه حياط هم سخت در حال اجراي سيمفوني بودند و جز من و بر و بچ همراه كس ديگه اي ديده نمي شد، دوستم بعد از اينكه دو سه بار صدا زد حاج آقا و كسي جواب نداد ، رفت روي ايوان و يواش داخل اتاق وسطي سرك كشيد، گويا كسي نبود، اتاق سمت چپي كه درش بسته بود را نيز سرك كشيد و برگشت و يواش گفت خوابه...
خلاصه زد به شيشه و حسين آقا را بيدار كرد و مريض و برد داخل، حسين آقا گفت از بيرون بايد به اتاق وسطي برويد( البته فكر نكنم به چنين لحني و اينقدر مودبانه! )، من هم هنوز پايين ايوان واستاده بودم. بچه ها رفتند توي اتاق وسطي من هم موبايلمو آماده كردم و رفتم داخل هنوز اين دكتر قصه ما توي همون اتاق قبلي بود. اين اتاق با اتاق كناري از داخل نيز توسط يك در كوچك به هم مربوط مي شدند و گويا اين آقاي حسين بايستي از همين در ميومد. يك فرش كف اين اتاق بود و يك پتوي نه چندان تميزي كه جلوي همان درب حدواسط دو اتاق پهن شده بود، من هم آماده بودم تا عكس و فيلم بگيرم چون مي دونستم سوژه توپيه براي وبلاگم. خلاصه اين متخصص قصه ما چهار دست و پا مثل نوزاد تازه به راه افتاده به داخل اين اتاق خزيد و روي همان پتويي كه گفتم نشست. مريض هم مچ پاي چپش مشكل داشت، همان پاي دردمند را جلوي اين حسين آقا گذاشت، حسين آقايي كه در تصوير مي بينيد همان متخصص قصه ماست همان كسي است كه شلوار كثيفش نشان مي داد سالها شسته نشده، واقعاًزنده بودن اين حسين آقا من مي تونم بگم مستحبي بود.( كل اگر طبيب بودي سر خود دوا نمودي ) خلاصه با همان لحجه غليظ اصفهاني از بيمار پرسيد: كجات درد مي كنه؟( همان history taking) و شروع كرد به مداوا، يك عدد لاستيك دوچرخه كه گويا جزو وسايل كارش بود برداشت چندتا سكه ده، 25 و 5 توماني روي پاي طرف گذاشت لاستيك را محكم روي پايش بست( در تصوير مشخص است ) دو تخته زير كف پا گذاشت يكي به موازات استخوانهاي metatars و يكي عمود بر آن زير پاشنه گذاشت و گفت يا علي بگو بلند شو و روي پنجه پا فشار بده تا گرم بشود، من كه در حال فيلم براداري بودم كم كم داشتم كنترل خودم را از دست مي دادم و نمي تونستم جلوي خنده ام را بگيرم. تازه در حين انجام اين كارها هم مدام غر غر مي كرد و نق مي زد مثلاً وقتي مريض نادان ما در حال فشار دادن روي پنجه پا طبق دستور حسين آقا بود زانويش هم تكان مي خورد ناگهان حسين آقا داد زد و با همان Accent غليظ اصفهاني گفت: نكن همچين مي خواهي زانوتو عيب دار كني...!
بعد از آن مجدداً آن بانداژ لاستيكي را باز كرد و انگشتان پاي آن بدبخت را مي گرفت و از انگشت به سمت بالا تا مچ را به اصطلاح در امتداد استخوانهاي متاتارس مالش مي داد بيمار هم درد مي كشيد بعد هم دوباره گفت ياعلي بگو بلند شو و راه برو، حتماً هم بايد تا گوشه اتاق بروي و برگردي سه چهار بار لنگان لنگان بيمار آن حركات فيزيوتراپيستي را انجام داد، حسين آقا مي گفت ديگه خوب شدي، بيمار هم كه به نظر من هيچ فرقي با قبل از منزل حسين آقا نكرده بود مي گفت آره يه كم بهتر شدم دست شما درد نكنه حاجي. در پايان دوباره با يك پارچه پاره، پاي او را بست و گفت 3000 تومان بده و به سلامت البته نسخه هم پيچيد : روزي سه بار صبح و ظهر و شب بايد به پايت بخار دهي حواست باشد حتماً بخار به كف پايت بخورد و ... باز هم شانس آورديم امروز سر حسين آقا خلوت بو كارمون زود راه افتاد، دوستم كه گويا اعضاي خانوادشون مشتري پر و پا قرص حسين آقا بودند مي گفت يك مرتبه ديگه اومديم 10 نفر توي صف نشسته بودند ... !!
واقعاً چرا ؟ چرا هنوز كساني در اين مملكت اينقدر ساده لوح و كوته فكراند؟ آيا با وجود چنين افكاري در جامعه مي توان انتظار چه اصلاحات و چه پيشرفتي داشت؟ چرا ؟ آيا واقعاً حسين آقا مقصر است يا آن بيمار؟ شايد هيچكدام ، شايد مقصر منم كه مي نويسم و شما كه مي خوانيد! آيا با ديدن حداقل ظاهر چنين فردي شما به خود اجازه مي دهيد كه حتي او به شما دست بزند؟ در حالي كه عده اي انتظار طبابت دارند از كسي كه شايد اسم خود را نيز نتواند بنويسد ...
اميدوارم روزگار بهتر از اين شود كه هست ... پس به اميد روزگار بهتر خدا نگهدار
فاجعه اينجاست ...............
سلام
بعد از ماهها فرصتی دست داد تا نوروز باستانی و حلول سال 1386 را به همه شما عزیزان و دوستان گرامی تبریک عرض کنم ، امیدوارم سال جاری سالی سرشار از عشق و صفا ، صمیمیت و موفقیت و سالی پربار برای شما و خانواده محترمتان باشد.
+ آبستنی کاذب کلينيکی در سگ overt pseudopregnancy in dog
به نام يگانة هستي بخش
جاي مردان سياست بنشانيم درخت، تا هوا تازه شود . . . !!!
ضمن سلام و خسته نباشيد به شما دوستان و همكاران گرامي، چهاردهم مهر ماه، روز دامپزشك را به كليه دوستان و همكاران دامپزشك تبريك مي گويم. و امروز به ياد گذشته تيريپ علمي ميزنم و در مورد pseudopregnancy سگ صحبت مي كنم .
قبلش من هديه اي به مناسبت روز دامپزشك تقديم همة همكاران عزيز مي كنم
آبستني كاذب در سگ
Pseudopregnancy in Dog
با توجه به اندك مكان و زمان موجود، به اندك اشاره اي در مورد پاتوفيزيولو ژي، علائم كلينيكي، درمان و پيشگيري از آبستني كاذب كلينيكي در سگ اكتفا مي كنم.
قبل از هرچيز بايد بدانيم كه واژة آبستني كاذب Pseudopregnancy در انگليسي و اسپانيايي به كار مي رود ولي اصطلاح دقيق براي اين حالت، آبستني كاذب كلينيكي يا Overt Pseudopregnancy يا Clinical Pseudopregnancy مي باشد به عبارتي واژة آبستني كاذب در بيولوژي توليد مثل بيانگر فاز Luteal طولاني ناشي از سيكلهاي تخمداني نابارور است، در حالي كه آبستني كاذب كلينيكي ناشي از كاهش ناگهاني پروژسترون در فاز لوتئال است كه منجر به آزادسازي پرولاكتين مي شود.
آبستني كاذب كلينيكي يك سيندروم است كه در سگهاي غير آبستن ديده مي شود با علائمي مانند : Nesting ، رشد غدد پستاني، شيرواري و ... همراه است. اين سيندروم در سگهاي مادة غير آبستن و در حدود 6-12 هفته پس از فحلي رخ مي دهد. تشخيص آن بر پاية علائم كلينيكي است، در حالي كه پرولاكتين نقش اساسي در بروز علائم اين سيندروم دارد ولي علت اتيولوژيك دقيق آن هنوز مشخص نيست. اختلاف حساسيت نسبت به پرولاكتين و يا اختلاف مولكولي اين هورمون در بين سگهاي مختلف مي تواند منشاء اختلاف در شيوع و شدت اين سيندروم باشد. علائم آبستني كاذب كلينيكي مشابه آبستني نيست ولي با حالات حيوان قبل و بعد از زايمان و شيرواري شباهت دارد.
با توجه به ارتباط بين آبستني كاذب كلينيكي و بروز تومورهاي پستاني، درمان اين سيندروم اهميت بسزايي در كاهش بروز اين تومورها دارد.
قبلاً براي درمان اين سيندروم از استروئيدهاي جنسي و پروژستينها استفاده مي شد كه عوارض جانبي زيادي داشتند. امروزه ثابت شده است كه استفاده از داروهاي مهار كننده پرولاكتين مانند Bromocriptine( parlodel *) ، Cabergoline( Galastop *) و Metergoline( Contralac *) عوارض جانبي استفاده از استروئيدها را نداشته و همچنين مؤثرترين روش درمان آبستني كاذب كلينيكي در سگ مي باشد .
در مورد سگهايي كه نيازي به توليد مثل آنها نداريم براي پيشگيري از اين سيندروم برداشت تخمدان توصيه شده است چراكه درمان قطعي آبستني كاذب برداشت تخمدانهاست كه البته بايد در دورة Anestrous انجام شود.
در مورد استفاده از آرامبخشهاي فنوتيازيني براي كنترل تغييرات رفتاري حيوان توجه كنيد؛ چرا كه در مورد آبستني كاذب مصرف اين آرامبخشها ترشح پرولاكتين را افزايش داده و لذا استفاده از آنها در آبستني كاذب كلينيكي ممنوع است . ..
مطلب باز هم ادامه دارد ولي شرمنده بيش از اين مجالي نيست، اگر در مورد دوز داروها و عوارض جانبي و ... سؤالي بود من در خدمتم : mohsen.dvm@gmail.com
ضمن تشكر و قدرداني از شما عزيزان، يك بار ديگر روز دامپزشك را به كليه دامپزشكان تبريك مي گويم و اميدوارم مشكلات اين حرفه اگر حل شدني نيست حداقل از اين كه هست بيشتر نشود.
اميدوارم دامپزشكي در ايران به جايگاه واقعي و حقيقي خود دست يابد كه البته چنين آرزويي با توجه به عقايد كهنه و ديكتاتور مئابانه ، آب در هاون كوبيدن است و بس ... !
اگر باطل را نمی توان ساقط کرد می توان رسوا کرد ، اگر حق را نمی توان استقرار بخشيد می توان اثبات کرد ، طرح کرد و به زمان شناساند و زنده نگه داشت .
موفق باشيد
التماس دعا
خدانگهدار- دكتر محسن صالحي كهريزسنگي
← صفحه بعد


نظرات ()